تبليغاتX
چون اشك در باران - برگه های سفید امضاء شدهa

چون اشك در باران

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

اگر فكر كردن سخن گفتن با خويش باشد، خاطره نويسي شايد تلاشي باشد براي ثبت چه گونه بودن همين خويشتن. تا همانطور كه عكسها چه شكلي بودنمان را به ما نشان مي دهند، نوشته هايمان چه گونه بودنمان را به ياد آورند. نوشتن خاطرات بيشترمصرف شخصي دارد. اما انتشار آن به عقيده من به نوعي حق شناسي در برابر فرصتي است كه سرنوشت در اختيارمان نهاده است. از این راه ممکن است تصویری از اوضاع احوال زندگی عامه پیش روی آیندگان که همان فرزندان ما هستند قرار بگیرد. جزئیاتی که کمتر در نوشته های بزرگان می توان یافت .


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
سمپاتي بي خطر

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی
سخن نخست


پیوندها
همدلی بی خطر
آوای زیرزمینی
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

برگه های سفید امضاء شده
   درمعاونت برنامه ريزي، رييس دفتري داشتيم كه در نوع خود جايگاه كم نظيري داشت. نخست اينكه بنا بر گفته آنان كه حكم كارگزيني او را ديده بودند مدرك تحصيلي اش سيكل بود اما پست كمك كارشناسي داشت. بعد هم سابقه در كارهاي اجرايي او را با ادبيات كار آشنا ساخته و سيماي آراسته اي به او داده بود. به طوري كه مي توانست به سادگي در قد و قواره كارشناسان خبره ظاهر شود. نكته ي در خور توجه اي كه گذر او را به نوشته هاي ما مي آورد اينكه، هر زمان به هر دليل مدیر کل در اداره نبود او حاكم بلامنازع بود. كارها را به مجموعه و حتي به معاونين ارجاع مي داد. مدیر کل تعدادي برگ آرم دار امضاء شده در اختيار او گذاشته بود كه در نبودنش كارها به اصطلاح نخوابد. اين مسايل در شرايطي رخ مي داد كه مدير كل عملا" سه معاون داشت. كه دو تن از آنان شايستگي سمتهاي حتي بالاتر از مدير كلي داشتند. جالب و دردناك اينكه تا جاييكه برای ما روشن بود معاونان یاد شده هيچ اعتراضي هم به اين رفتار غير حرفه اي نداشتند.
نوشته شده توسط احمد صارمي در 2007/7/30 ساعت | لینک ثابت |