تبليغاتX
چون اشك در باران - سزاي بازگرداندن اعتبارات به خزانهa

چون اشك در باران

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

اگر فكر كردن سخن گفتن با خويش باشد، خاطره نويسي شايد تلاشي باشد براي ثبت چه گونه بودن همين خويشتن. تا همانطور كه عكسها چه شكلي بودنمان را به ما نشان مي دهند، نوشته هايمان چه گونه بودنمان را به ياد آورند. نوشتن خاطرات بيشترمصرف شخصي دارد. اما انتشار آن به عقيده من به نوعي حق شناسي در برابر فرصتي است كه سرنوشت در اختيارمان نهاده است. از این راه ممکن است تصویری از اوضاع احوال زندگی عامه پیش روی آیندگان که همان فرزندان ما هستند قرار بگیرد. جزئیاتی که کمتر در نوشته های بزرگان می توان یافت .


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
سمپاتي بي خطر

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی
سخن نخست


پیوندها
همدلی بی خطر
آوای زیرزمینی
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

سزاي بازگرداندن اعتبارات به خزانه

يكي از خاطرات تاسف برانگيزم مواخذه مديري بود كه در اجراي قانون و مقررات آن روزها اعتبارات مصرف نشده تا پايان سال را به خزانه باز گردانده بود.  موضوع از اين قرار بود كه به موجب قانون كليه اعتباراتي كه تا پايان سال مصرف نمي شد مي بايست به خزانه باز گردانده شود و معاون مالي اداري موسسه در پايان سال خود را موظف ديده بود كه اين كار را انجام دهد. مقامات ريز و درشت مافوق او از اينكه ايشان با استفاده از به اصطلاح كلاه شرعي نتوانسته يا نخواسته بود اين پول را خارج از مقررات هزينه كند به شدت عصباني شده و بيچاره اين مدير صادق و مؤمن ما به جرم  وظيفه شناسي پستش را از دست داد. این واقعه در حالي رخ مي داد كه مدير ديگری در يكي از استانها به دليل كارايی و كار راه اندازي كه آشكارا ريشه در قانون گريزي او داشت مدير نمونه انتخاب شد.


نوشته شده توسط احمد صارمي در 2007/1/2 ساعت | لینک ثابت |