چون اشك در باران
منوی وبلاگ

اگر فكر كردن سخن گفتن با خويش باشد، خاطره نويسي شايد تلاشي باشد براي ثبت چه گونه بودن همين خويشتن. تا همانطور كه عكسها چه شكلي بودنمان را به ما نشان مي دهند، نوشته هايمان چه گونه بودنمان را به ياد آورند. نوشتن خاطرات بيشترمصرف شخصي دارد. اما انتشار آن به عقيده من به نوعي حق شناسي در برابر فرصتي است كه سرنوشت در اختيارمان نهاده است. از این راه ممکن است تصویری از اوضاع احوال زندگی عامه پیش روی آیندگان که همان فرزندان ما هستند قرار بگیرد. جزئیاتی که کمتر در نوشته های بزرگان می توان یافت .
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
سمپاتي بي خطر
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی
سخن نخست
پیوندها
همدلی بی خطر
آوای زیرزمینی
قالب بلگفا
طراح قالب

دوست و همكاري قديمي را پس از سالها در راهرو اداره ديدم. او با سمت معاون وزير به وزارتخانه بازگشته بود. در لحظه ديدار از چهره اش نمی شد فهمید چه احساسي دارد، من كه كمي دستپاچه شده بودم. البته اغلب در اين گونه مواقع اين احساس را دارم. ولي شايد پست تازه اش بر بلاتكليفي ام مي افزود. نمي دانستم چه مي بايست كرد. برخلاف آنچه كه در دوره ي مقدس سربازي آموخته بودم كه براي دست دادن مي بايست منتظر مقام ارشد ماند تا او نخست دست بالا بياورد، پيشقدم شده با او دست دادم. اما براي روبوسي منتظر حركت او ماندم. او باني نشد و من ازاینکه توانسته بودم خودم را كنترل كنم به خود نمره ي قبولي دادم.
انبوه مكاتبات و سيل مراجعه كنندگان بي گمان خاطره ي اين ملاقات سرد را از ذهن او خواهد زدود و من نيز يكبار ديگر بر كرخي ناشی از وضعی که رخ داد فایق می شوم. اما به هر حال اين دست موقعيت ها و ارتباطات ادامه خواهد داشت و در دسترس نبودن دستورالعملي مشخص براي مواجهه با آن هر بار موجب بروز ناهماهنگي هايي گاه اجتناب ناپذير خواهد شد. از خود پرسيدم، با ديدن من چه چيزهايي مي توانست از ذهنش گذشته باشد. اول اينكه شايد همانطور كه رضا مارمولك به غلامعلی مي گويد، او اصلا" به امثال من فكر نمي كند. بعد هم ممكن است خستگي ناشي از تطبيق با كار جديد واكنش هاي ارادي اش را كند كرده باشد. شايد هم كسالت داشت، مثلا"سرما خورده بود. همچنين ممكن است بيم آن داشت كه مبادا دوستان قديم از مقام فعلي اش سو ء استفاده كنند. و خيلي شايدهاي ديگر كه در كل با در نظر گرفتن آنها مي شد برخورد او را توجيه كرد. اما به هر روي هر چه بود، اميدوارم هنگامي كه دوران صدارت او به پايان مي رسد تلخي لبخند هاي سرد و بي روح دوستانش را تجربه نكند.
نوشته شده توسط احمد صارمي در 2006/12/11 ساعت | لینک ثابت |