تبليغاتX
چون اشك در باران - اثرات متقابل تحقيق و اجراa

چون اشك در باران

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

اگر فكر كردن سخن گفتن با خويش باشد، خاطره نويسي شايد تلاشي باشد براي ثبت چه گونه بودن همين خويشتن. تا همانطور كه عكسها چه شكلي بودنمان را به ما نشان مي دهند، نوشته هايمان چه گونه بودنمان را به ياد آورند. نوشتن خاطرات بيشترمصرف شخصي دارد. اما انتشار آن به عقيده من به نوعي حق شناسي در برابر فرصتي است كه سرنوشت در اختيارمان نهاده است. از این راه ممکن است تصویری از اوضاع احوال زندگی عامه پیش روی آیندگان که همان فرزندان ما هستند قرار بگیرد. جزئیاتی که کمتر در نوشته های بزرگان می توان یافت .


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
سمپاتي بي خطر

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی
سخن نخست


پیوندها
همدلی بی خطر
آوای زیرزمینی
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

اثرات متقابل تحقيق و اجرا

 

    داوري بر توفيق يا اثربخشي پروژه هاي تحقيقاتي دو مقوله مجزا هستند كه هر يك معيارهاي خاص خود را دارند. تشخيص موفقيت عمليات يك  پروژه تحقيقاتي مستلزم داشتن آگاهي در زمينه موضوع تحقيق است كه معمو لا" اين گونه بررسيها بر دوش دانشگاهي ها گذارده مي شود. مديران استراتژيست نيز متناسب با چالشهاي كلاني كه كشور پيش رو دارد اثر بخشي تحقيقات در برنامه ها ي خود را ارزيابي مي كنند. داستان تحقيقات در كشور ما، كه من به دلايل كاري، بخش كشاورزي آن را از نزديك ديدم و هر كس ديگري هم مي تواند بخشهايي از آن را در زندگي روزمره خود تا مغز استخوان حس كند، پر است از صحنه هاي تراژيك. نمونه بارز و در دسترس آن از بخش صنعت مي تواند توليدات ايران خودرو باشد و در بخش كشاورزي، موردي را كه در پي مي آورم با هم مرور مي كنيم.

   سال 76 در كابينه رييس جمهور جديد، مسؤليت وزارت جهاد سازندگي بر عهده فرد جديدي گذارده شد. او را قبلا" در يكي از نمايشگاههاي بنياد مستضعفان ديده بودم اما در سمت وزارت، اول بار زماني بود كه به موسسه آمد. آنجا در سخنانش به نا آشنايي خود با مجموعه اشاره كرد و شنيده هايش مبني بر اينكه دو زير بخش كشاورزي، يعني همان اجرا و تحقيق از نبود رابطه مؤثر بين عناصر و عوامل آنها رنج مي برند. در اين رابطه از حاضرين خواست كه براي نزديك سازي تحقيق و اجرا اگر نظري داريم به اطلاع او برسانيم. يكي از راه حلهايي را كه بارها با دوستان صحبت آن را كرده بوديم برايش مكتوب ساختم.:

 

   ...در مقام حرف بر لب مهر خاموشي زدن       تيغ را زير سپر در جنگ پنهان كردن است

موافقتنامه سندي است كه چارچوب قانوني و فني نحوه هزينه كرد اعتبارات را معين مي كند. ...مگر نه اينكه بيشتر تحقيقات و مطالعات ما در جهاد كاربردي است پس بهره برداران اصلي فعاليتها و عمليات تحقيقاتي سازمان جنگلها و مراتع، دامپزشكي و معاونت دام هستند ...بايد تاييد كليه طرحها و فعاليتهاي تحقيقاتي در قسمت بهره بردار موافقتنامه توسط سازمانهاي ياد شده با رعايت ضوابط صورت پذيرد.

 

  حدود يك هفته بعد تلفني از اظهار نظری كه كرده بودم تشكر كرد. سال بعد هم متوجه شديم كه در بيست و سومين نشست شوراي عالي تحقيقات جهاد، بر ارتباط دو طرفه بخش اجرا و تحقيق تاكيد كرده و امضاء موافقتنامه هاي هر بخش توسط ديگري مفيد دانسته است. از آن پس مقرر شد كه در روند كاري امضاء موافقتنامه اين موضوع در نظر گرفته شود.

   احساس خيلي خوبي داشتم. هميشه آرزويم اين بود كه نقش خودم را در ماموريتی که دستگاه متبوعم در نظام اقتصادي اجتماعي كشورمان دارد ببينم و باور كنم. هرگز از ياد     نمي برم، آن شركت كره اي را كه در هر واحد توليدي خود ماكت يك كشتي را نصب كرده و قسمتي از كشتي را كه آن واحد بخصوص توليد مي كرد با رنگ سفيد مشخص كرده بودند. با اين پيام كه اگر اين اين واحد كارش را انجام نمي داد، آن قسمت از خط توليد كشتي تكميل نمي شد. مي خواستم بدانم چه قسمتي از انجام وظيفه جهاد بر عهده من است. هر شب كه به خانه مي آمدم با خود مي گفتم: اگر امروز به اداره نمي رفتم چه كاري زمين مانده بود؟ تعداد انگشت شماري خاطره دارم كه تا اين اندازه موجب مباهاتم باشد. آنروزها وقتي در اداره قدم مي زدم دقيقا" احساسي را داشتم كه شبهاي جبهه، پستهاي نگهباني را بازديد مي كردم.

   اين روال كه موافقتنامه هاي تحقيقاتي مي بايست به امضاء معاونان اجرايي وزير مي رسيدند دو سال ادامه داشت. هر دوسال، معاونان اجرايي با ارسال نامه اي مختصر، بدون هيچ تغيير در اسناد مواقتنامه ها آنها امضاء مي كردند. همان كساني كه سالها گله مند بودند كه چرا مفاد فعاليتها و عمليات پژوهشي به اطلاع تصميم سازان دستگاههاي اجرايي نمي رسد. گزيده اي از نامه هاي آنها را با هم بخوانيم:

 

معاون محترم طرح و برنامه ريزي                                                      28/2/78

با سلام، پاسخ به نامه... در خصوص طرحهاي عمراني تحقيقاتي مرتبط با وظايف سازمان جنگلها و مراتع، به دليل ضيق وقت فرصت بررسي طرحها به صورت موردي مقدور نبود.                                                                 

                                                                                   سازمان جنگلها و مراتع

 

و سال بعد:

 

معاون محترم طرح و برنامه ريزي                                                       26/5/79

با سلام، به استحضار مي رساند با توجه به تاكيدات مكرر جنابعالي مبني بر هماهنگي بخش هاي اجرايي و تحقيقاتي بالاخص در تنظيم و امضاء موافقت نامه ها و عليرغم اينكه در سال قبل بدليل ضيق وقت موافقتنامه ها ي بخش تحقيقات بدون بررسي امضاء و ياد آوري گرديد ... بالاجبار نسبت به امضاء آن اقدام خواهد شد.

                                                                                    سازمان جنگلها و مراتع

 

اين گونه كه ملاحظه فرموديد موافقتنامه ها امضاء مي شد و آنها را مبادله مي كرديم. تا اينكه وزير كه پشتيبان اصلي اين ايده بود از جهاد رفت و پس از يك هفته مدير كل از ما خواست كه ديگر موافقتنامه های تحقیقاتی را براي تاييد معاونان اجرايي نفرستيم. اصرار من به جايي نرسيد. قلبم آن روز سخت شكست. خوب به خاطر دارم كه لبانم به پرش افتاد. كرخي تلخي سراسر وجودم را تا مدتها گرفته بود.

 


نوشته شده توسط احمد صارمي در 2006/11/4 ساعت | لینک ثابت |