تبليغاتX
چون اشك در باران - جبر يا اختيارa

چون اشك در باران

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

اگر فكر كردن سخن گفتن با خويش باشد، خاطره نويسي شايد تلاشي باشد براي ثبت چه گونه بودن همين خويشتن. تا همانطور كه عكسها چه شكلي بودنمان را به ما نشان مي دهند، نوشته هايمان چه گونه بودنمان را به ياد آورند. نوشتن خاطرات بيشترمصرف شخصي دارد. اما انتشار آن به عقيده من به نوعي حق شناسي در برابر فرصتي است كه سرنوشت در اختيارمان نهاده است. از این راه ممکن است تصویری از اوضاع احوال زندگی عامه پیش روی آیندگان که همان فرزندان ما هستند قرار بگیرد. جزئیاتی که کمتر در نوشته های بزرگان می توان یافت .


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
سمپاتي بي خطر

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی
سخن نخست


پیوندها
همدلی بی خطر
آوای زیرزمینی
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

جبر يا اختيار

 

     وزير محبوب من مي رفت و لازم به نظرم رسيد به عنوان نوعي خداحافظي هر طور كه شده احساسم را نسبت به او برايش بنويسم. چرا كه او يكي از چالشهاي پايدار ذهنيم را پاسخ گفته بود. اين پرسش كه انسان تا چه اندازه مي تواند در محيط زندگي خود سهم داشته باشد. او عملا" طي دو سال صدارتش ثابت كرد كه در اين بلوايي كه بر پاست مي توان هم انسان بود هم مدير. مي توان هم مسؤليت پذيرفت هم سالم ماند. نامه اي از طريق يكي از كاركنان حوزه وزارتي به دستش رساندم با هم مي خوانيم:

اينكه گويم اين كنم يا آن كنم     خود نشان از اختيار است اي صنم

    در عصرما، ايده جبر مطلق بسان آفتي مهلك وهمه گير اعصاب مردم را نشانه رفته است. اين طرز تفكر، انتخاب بين خوب و بد را خارج از توان و اراده ايراني مي داند. چه بايد كرد و وظيفه ما چيست؟ واقعا" اگر بپذيريم كه "سيستم" عامل اصلي تمامي مشكلات و نارسايي ها در ايران است و مديران ما نمي توانند نقشي در اصلاح امور داشته باشند پس تصميم گيران ما عملا" به عناصري بي مصرف تبديل شده اند. اين بحث امروز نيست، از دير باز بحث بر سر سهم انسان از جبر و اختيار موضوعي جنجال برانگيز و مهم بوده است. متفكران مطرحي در اين باب اظهار نظر كرده اند. تولستوي كمترين سهم را در ارتباط و اتصال وقوع حوادث براي رهبران قايل است. تا بدانجا كه رهبر را برده تاريخ مي شمرد. در مقابل شلزينگر مي گويد: نقش رهبران بزرگ اعم از زن و مرد همواره در حافظه تاريخ باقي خواهد ماند. بي آنكه خود را گرفتار اندازه و محدوده حوزه رهبري كنيم و در بازي با الفاظ از هدف اصلي فاصله بگيريم، شايد زيباترين و حقيقي ترين نگرش بر مقوله مديريت و رهبري و در مجموع سهم انسان در محيطش از آن ميلز باشد. او مي گويد: هر فردي خود محصول حركت تاريخ است ولي درعين حال در طول زندگي خويش در شكل گيري جامعه و روند تاريخي آن سهمي ولو اندك دارد. و انصافا" حضور افرادي چون شما كفه هميشه در نوسان ترازو ي جبر و اختيار را به نفع جانشين زميني خدا سنگين تر مي كند و به گفته ويليام جيمز عينيت مي بخشد: ... آنچه بشر به انجام آن نايل آمده است، چيزي جداي از قدرت تفكر مخترعين و تقليد بقيه انسانها از آنها نيست. اينها تنها عوامل پيشرفت انسانها هستند.

     خلاصه كلام اينكه آشنايي با شما، مرا بر اين باور راسخ تر كرد كه موضوع لايه خاكستري صحت ندارد و هيچ كس هم آنطرف آبها براي ما تصميم نمي گيرد و اين خود ما هستيم كه به آينده و سر نوشت كشورمان شكل مي دهيم. با آرزوي اينكه در آينده در تصميم گيريهاي كلان و سرنوشت ساز از حضور شما بيشتر استفاده شود از خداوند منان برايتان توفيق روز افزون خواهانم.

 


نوشته شده توسط احمد صارمي در 2006/11/1 ساعت | لینک ثابت |